نقش زنان درجامعه

مطالب دیگر:
🔗ناهنجاری های رفتاری کودکان🔗نتیجه ازدواجهای خیابانی🔗نحوه تعيين شاخص هاي حوادث ناشي از كار🔗نشانه هاي هيجاني افسردگي🔗نظارت و راهنمایی آموزشی نهایی🔗نظام آموزشي كشورهاي جهان🔗نظریه قرار اجتماعی🔗نظریه نو واقع گرایی🔗نظریه های سبب شناسی در مورد اعتیاد🔗نظريات فلسفي ارسطو🔗نظريه برونر🔗نظريه كنش متقابل🔗نظريه هاي انگيزش در مورد آموزش و پرورش🔗بررسی نقاشی217🔗نقش عوامل روانشناختی در گرایش به مواد روانگردان🔗مفهوم پيش داوري و انواع آن🔗مفهوم جوانی و نوجوانی🔗مفهوم سرمايه اجتماعي🔗مفهوم عشق از دیدگاه سقراط وافلاطون وابن عربی ومولوی🔗بررسي حقوق زنان🔗مقام زن🔗مقایسه ارتباطات بین فردی در کلاسهای حضوری و مجازی🔗مقایسه شیوع وسواس فکری – عملی میان دانشجویان پسر و دختر🔗مقايسه استرس دانشجويان بومي و غير بومي دانشگاه آزاد اسلامي واحد ابهر🔗مقايسه اضطراب ميان دانشجويان دختر و پسر رشته مشاوره دانشگاه ابهر
تحقيق نقش زنان درجامعه|31017563|aqe
با سلام و درود خدمت خدمت شما پژوهشگر عزیز در این مطلب از سایت فایل با عنوان نقش زنان درجامعه هم اکنون آماده دریافت می باشد برای مشاهده جزئیات فایل به ادامه مطلب مراجعه نمایید .

تحقيق
متشکل از 18 صفحه ، در قالب word قابل ويرايش و اماده پرينت

بخشی از محتوا ::
از زمانيكه بشر پا به عرصه وجود گذاشت و براي ادامه زندگاني خود، به حكم ضرورت به مبارزه با طبيعت برخاست، زن و مرد در كنار يكديگر گام برداشته اند. با اين حال با تشكيل اجتماعات انساني، تقسيم عادلانه بين نقش ها و در اداره جامعه ازميان رفت و در نتيجه قدرت نابرابر شكل گرفت . اگر قدرت با هريك از جنسها همراه باشد ميتواند در شكل دهي به ساختارهاي متفاوت جامعه بسيار مهم باشد. في المثل ساخت يك جامعه زن سالار متفاوت از ساخت جامعه پدرسالار است . در دوره اول زن و مرد وظايف و مشاغل مختلف داشته اند با اين حال همكار و مكمل هم بوده اند و هيچ چيز از پيش، مبين برتري يكي بر ديگري نبوده است و بر اثر تعاون ، مناسبات متعادل و متوازني كه بين آنها پديد آمده ، استحكام يافته بود.
در اين اجتماعات ، شيوه زندگي بر پايه شكار و گردآوري خوراك قرار گرفته است. مرد به شكار مي رفت، زن به جمع آوري خوراك مشغول بوده است و گاهي نيز به شكار ميرفت. هر يك از اين دو، توانايي خاصي داشت كه براي انجام دادن كاري ، ضروري بوده . ارزش هردو برابر هم مي بود. محل اقامت در اين مرحله ، دو مكاني است و فرزندان همواره دوتباري اند.
در دوره زن سالاري، زن قدرت بسيار مي يابد ، چرا كه كار زن، كشاورزي است و مشغله مرد دامداري است. اساساً اساس برتري زن بر مرد و يا بالعكس را همين عامل مهم ، تعيين مي كند. اگر عامل اقتصادي و تكنيكي در دست هر يك از جنس ها باشد، آن يك قدرت را به يدك مي كشد و سپس ارزش ها و هنجارها نيز به سراغ قبول ذهنيتها از اين برتري خواهد آمد. همانطوري كه در دوره زن سالاري زن به اقتضاي كار و فعاليتش ، يعني كشاورزي ، مادر و سرور طبيعت دانسته مي شود، در دوره پدرسالاري با در اختيار گرفتن فعاليتهاي اقتصادي توسط مردان ، اهميت يافتن نرينگي رشد پيدا كرد و در پي آن عقايد و فرهنگها نيز در پي توجيه مردسالاري برآمده اند.
همچنين در اين دوره، عدم تعادل بين وظايف زن و مرد به وجود مي آيد و شايد همين امر، اساس تشكيل بعضي از جوامع اوليه كه زن در آنها بر مرد تفوق يافته، بوده است. در اين عهد، عناصر اوليه اقتصاد انساني، عبارت بوده است شكار، صيد ماهي ، باغداري و كشاورزي از طرف ديگر ، خانواده بزرگ منجر به تشكيل قبايل، طايفه ها و احياناً كلانها گرديده است.